تبليغاتX


جوشش ماموریت

طراحی سایت


جوشش ماموریت
 
امروز رسالت سيدالشهداء (ع) بر دوش ماست*** سخني گهربار از يك شهيد
نوشته شده در تاريخ توسط فائزه گیتی نما

ايالت متحده امريكا پس از حدودا يازده سال از واقعه 11 سپتامبر و براي دومين بار تصميم به محاكمه عاملان آن گرفته است  . هر چند عامل اصلي اين جنايت سرويس هاي جاسوسي هستند كه با مزدوران و اجيران بعضا مسلمان و با دخالتي نامحسوس اين كار راانجام داده اند، اما اين عاملان - كه با تبليغات فراوان توسط دولت امريكا- در انظار مردم جهان به نمايش در آمدند تماما مسلمان و داراي ظاهري كاملا اسلامي هستند . اين محاكمه كه با دخالت مستقيم سرويس هاي جاسوسي امريكا و اسرائيل انجام مي شود ، صرفا يك محاكمه نيست ، بلكه بيشتر به منظور معرفي كردن يك فرد مسلمان به عنوان يك تروريست است . برنامه اسلام هراسي كه سالهاست غرب به دنبال آن است .

اما سوال اينجاست كه چرا امريكا در اين برهه از زمان دست به چنين كاري مي زند و براي آن چه مزايايي دارد؟ اينكه حربه تروريست بودن مجددا دامنگير مسلمانان دنيا شود چه بار معنايي خواهد داشت؟ وقتي به وقايعي كه در جهان در حال وقوع است بيشتر نگاه كنيم  مي توانيم لزوم استفاده از اين راهكار را براي آنها در يابيم.

 بيداري اسلامي

موج بيداري اسلامي  در حدود يك سال گذشته تا كنون هر روز با فتوحات بيشتري نسبت به قبل در حال شكل گيري است . كشورهاي مسلمان با مبارزه كردن با دولتهاي ديكتاتور خود ، سعي دارند دولت جديد را بر مبناي عدالت  و استقلال اسلامي بنا كنند . اين مبارزات كه نهايتا به پيروزي منجر شده و خواهد شد براي غرب بسيار نگران كننده است . ايجاد چنين دولتهايي كه در مقابل غرب عرض اندام كنند و بر خلاف خواسته هاي آنها گام بردارد ، آنها را به تكاپو وا مي دارد.

الف) انزواي دولتهاي انقلابي

دولتهاي انقلابي پس ار پيروزي و استقلال خود ، با كشورهاي مختلفي در ارتباط خواهند بود و رابطه خود را به عنوان يك كشور مستقل و تصميم گيرنده در نشست هاي بين المللي خواهد داشت  و احتياج دارد كه مناسبات خود را با ديگر دولتها داشته باشد از جمله تجارت و ..... تروريست خواندن و مرعوب كردن ملتها ، حربه اي است براي اينكه آنها را در انزوا و فشار هاي بين المللي قرار دهند.

ب) جلوگيري از پيشروي انقلاب به كشورهاي غير مسلمان

از سوي ديگر اقتصاد بحران زده اروپا و اعتراضات وسيع موجود درآن در برابر دولتها باعث مي شود كه آنها اين خطر را احساس كنند كه اين موج به اروپاي شرقي  و بعد به قلب اروپا نيز وارد شود و آنها را تحت تاثير خود قرار دهد .عدم ناكارامدي اين دولتها موجب شده كه مردم به هسته اصلي حاكميت معترض باشند و در برابر آن بايستند. سرنگوني حكومتها در كشورهاي مسلمان از سويي مي تواند الگويي براي كشورهاي غير مسلمان براي براندازي دولتهايشان باشد و اين براي آنها نگران كننده است.بنابراين با تروريست خواندن مسلمانان و اينكه انقلاب آنها برمنطق ترور و آدم كشي است ، ايدئولوژي اين انقلاب را نه زندگي و حيات بهتر، بلكه راهي براي رسيدن به قدرتي براي اعمال خشونت در دنيا معرفي مي كند و در نهايت از تاثير پذيري آنها برمردمان بحران زده اروپا جلوگيري مي كند .

ج) تلاش براي اتحاد جهاني در برابر بيداري اسلامي

غرب با تزريق احساس خطر از جانب مسلمانان به مردم دنيا ، هراسي را در آنها بوجود مي آورد و آنها رامتوجه اين امر مي كند كه بوجود آمدن دولتهاي اسلامي مي تواند اين خطر را براي دنيا بيشتر كند. پس بايستي در برابر اين انقلاب ها ايستادگي كرد. محاكمه عاملان 11 سپتامبر ، براي ظهور پيدا كردن خشم مردم دنيا در مورد تروريست است و ايجاد جرياني براي جهت دادن به اين خشم در نقطه بيداري اسلامي است . غرب مي خواهد با اين ترفند ، نهادها و سازمان هاي بين المللي را در برابر بيداري اسلامي قرار دهد تا آنها به طور مستقيم براي مهار انقلابها وارد ميدان شوند . از اين حيث ، مي توان اين زنگ خطر را شنيد كه موج جديد خشونت و جنايت بدون هيچ هراسي در كشورهاي انقلابي در حال كليد خوردن است ، چرا كه آنهابه زعم خود تحت حمايت مردم دنيا و با مهر تاييد آنها وارد عمل مي شوند .

حضور امريكايي ها در خاورميانه

الف) حضور در افغانستان و عراق

امريكا علت حضور خود در اين كشورها را ، ايجاد امنيت در دنيا مي خواند . او كه به دليل مبارزه با تروريسم بعد از 11 سپتامبر شروع به لشكر كشي وسيعي به خاورميانه كرد ، علت حضورش را حذف تروريسم كه تنها در كشورهاي مسلمان! موجود است خواند . بنابراين با محاكمه و اعلام دوباره خطر بزرگ مسلمانان ، لزوم حضور خود را علي رغم اعتراضات داخلي و بين المللي اثبات مي كند .

  پاسخي براي اقتصاد امريكا

 مردم امريكا در سال هاي اخير نسبت به سياست هاي اقتصادي دولت خود معترض هستند و با جنبش وال استريت اين اعتراضات روي خود را بيشتر نشان داد .يكي از شاخه هاي مهم اين اعتراضات هزينه هاي سنگين جنگي امريكاست.بدين ترتيب امريكا با ياد آوري واقعه 11 سپتامبر براي مردم خود ، خطر حمله مسلمانان را براي آنها تداعي مي كند و آنها را وادار مي كند كه براي ايجاد امنيت در كشور خود بايستي ، هزينه هاي هنگفت را متحمل شده و بپذيرند و اين دليل از التهابات و اعتراضات آنها بكاهد .

 تثبيت سپرهاي موشكي

احداث سپرهاي موشكي جديد امريكا كه در تركيه و كشورهاي ديگر منطقه رو به رشد است، اعتراضاتي را از طرف مردم و حتي برخي دولتها چون روسيه در بر داشته است . اما امريكا دليل وجود اين سپرها را مانعي تدافعي در برابر خطرات احتمالي مردم مسلمان منطقه مي خواند . شعار شدن مسلمان يك تروريست است، مي تواند احساسات ضد اسلامي را ترغيب كرده  و مردم را از اين رو جبرا با اهداف خود همراه كند . از اين رو بدون هيچ گونه اعتراضي براحتي مي تواند اين سپر ها را افزايش دهد.

 استحاله چهره ضد انساني به يك قرباني

امريكا در سالهاي اخير به دليل جنايات خود در خاك افغانستان و عراق و  حمايت بي بدليل از رژيم صهيونيستي و جنايات آن ، مورد اعتراض مردم دنيا قرار گرفته كه حتي بر عليه آن تظاهراتي نيز شكل گرفت . او كه براي تسلط بر جهان مي كوشد چهره مثبتي از خود بر جاي بگذارد ، مي كوشد اين چهره ضد انساني را ترميم كند .امريكا با بازگرداندن تاريخ به 11 سپتامبر و نمايش چهره قرباني از خود ، خواستار بازپس گيري آبروي از دست داده خود است.

انتخابات رياست جمهوري امريكا

باراك اوباما روزهاي آخر رياست جمهوري خود را طي مي كند و به انتخابات نزديك تر مي شود. پس لازم است براي پيروزي در آن از هر تلاشي استفاده كند. اين محاكمه باعث مي شود كه مردم ديد مثبتي نسبت به او داشته باشند . و از سويي ديگر باعث مي شود كه افكار عمومي كه در زير فشارهاي اقتصادي قرار گرفته ، به سويي ديگر منحرف شود و اين فشار تقليل پيدا كند تا اثرات آن بر رياست جمهوري او سايه نيندازد.  


 بازتاب: رجانيوز ، جام نيوز

 


نوشته شده در تاريخ توسط فائزه گیتی نما

خبري كه در روز انتخابات در رسانه ها خصوصا رسانه هاي خارجي در صدر قرار گرفت و هر كدام نسبت به آن جهت گيري هاي متعددي اتخاذ كردند ، راي دادن خاتمي در فيروزكوه بود .

چهره هاي شكست خورده انتخابات 88 از ابتدا همسو با رسانه هاي معاند، از تحريم انتخابات سخن مي راندند و اينكه در انتخابات شركت نخواهند كرد . اما در مرحله دوم پس از تدبيري چند ، به اين نتيجه رسيدند كه نمي توان خود را با دست خود منزوي كرد و تنها تحريم و پايبندي به اعتراض كارساز نيست و بايد حضور داشت حتي اگر اين حضور غير مستقيم و منجر به شكست شود اما " اعلام موجوديت “ در انتخابات و ايجاد رقابت “ حتي در حد صفر “  مي تواند براي عرض اندام در فضاي سياسي كشور مفيد باشد . اين تدبير با اعلام ليست اصلاح طلبان و حركت موازي و پنهان چراغ خاموش و در آميختگي با چهره هاي منقد دولت به سرانجام رسيد و آنها ضمن شركت نكردن ،‌خارج از گود حضور مردم به نظاره نتيجه انتخابات نشستند تا شاهد همه تلاشهاي خود باشند .

اما برخي از آنها به اين نتيجه رسيدند كه اين تدبير نيز كفايت نمي كند ، چرا كه " شكست " ناشي از رسوايي فتنه 88 براي آنها به نحوي بايستي قابليت " جبران " داشته باشد و با اين منوال و كناره گيري،  نمي توان به عرصه سياست كشور بازگشت و همچنان در حاشيه باقي خواهند ماند .

راي دادن خاتمي- گرچه مثلا پنهاني بود -  نيز با اين تدبير صورت گرفت و گرچه مورد اعتراض شديد اپوزيسيون خارجي واقع شد، اما هيچ اعتراضي را توسط ليدرهاي جنبش سبز در داخل به دنبال نداشت و حتي رسانه هاي حامي آنها در داخل از آن به عنوان يك امر مثبت ياد كردند.

مي توان نتيجه گرفت كه يا اختلاف نظر شديد در جنبش سبز وجود دارد و  برخي از فتنه انگيزان و ليدرهاي جنبش سبز جهت گيري جديد- نقاب زدن - را استارت زده اند .

و يا خاتمي نماينده يك حركت آزمايشي از سوي جنبش سبز بود تا آنها با بررسي بازتاب اين خبر ، موقعيت خود را محك بزنند.     

اما به هر حال هر كدام هم كه باشد ين حركت خطرناك ، نوعا براي سرپوش گذاشتن و ترميم چهره و ايجاد يك جو رسانه اي براي ايجاد سپر " اعتمادسازي " و جلب " اعتماد مردم" بوده است .

 كساني كه در طول 2 سال گذشته نه تنها از مواضع خود عدول نكرده اند و در فتنه با خسارتي كه به مردم و نظام وارد كردند و جانها و اموال و آرامش و ثبات كشور را به بازي خود گرفتند و دست در دست دشمنان نظام بر عليه نظام شوريدند ، چطور مي تواانند با يك راي ساده خود را در چهار چوب مدنيت نظام جاي دهند؟! چطور مي توان آنرا يك بازگشت ناميد !؟در ثاني خاتمي علاوه بر فتنه در طول 8 سال رياست جمهوري خود و حمايت از دوستان اصلاح طلب خود چون نمايندگان مجلس ششم ، نيز كارنامه سياهي از خود به جاي گذشته است ، مانند مذاكرات سعد آباد و غائله 18 تير 78 و قتل هاي زنجيره اي و .... و از هر كدام از آنها هم كوتاه نيامده است!؟

او حتي در سخنان اخير خود در جمع انجمن هاي اسلامي دانشگاهها با لحني كاملا طلبكارانه خود را از اتهامات مبرا دانسته و اعلام داشته كه هر چه در 2 سال گذشته اتفاق افتاده فقط يك اعتراض ساده بوده و برخي سعي دارند ما را در مقابل نظام قرار دهند.(1)

اين سخنان كه – حتما لازم است خوانده شود-  تتمه حركت راي دادن اوست نشان مي دهد كه هيچ بازگشتي در كار نيست و ترفند جديد آنها ، مشروعيت بخشي به خود با اقداماتي است كه در قالب نظام تعريف شده و در جريان مردم قرار دارد. آنها به هر عملي در طول اين 2 سال متوسل شدند و نتيجه اي نگرفتند و به آنها ثابت شد كه چاره اي ندارند جز اينكه در كنار مردم باشند .در كنار مردم بودن و  بازگشت به عرصه حاكميت نظام نيز نيازمند " حمايت " مردم هست  و اين حمايت شكل نمي گيرد مگر اينكه تحركات آنها در راستاي نظام و در كانون خواستگاه مردم باشد .

آنها مي دانند كه مردم ديگر براي اصلاحات حتي تره اي هم خرد نمي كنند و خود با دستان خود آن را از صحنه بيرون كردند. بنابراين اعمالي بايد صورت بگيرد كه در اين مقطع زماني بر خلاف باور اصلاح طلبي شان باشد.  خصوصا كه در انتخابات اخير تعداد كرسي هاي متعلق به اصلاح طلبان از اقليت به مرز صفر رسيد!

نهايتا اين حركت نمايشي كه كاملا  تبليغاتي بوده ، بيشتر به يك طنز سياسي مي ماند تا يك اقدام سياسي!!!!!!!! و البته راه طي نشده آنها براي مردم كاملا روشن است و آنها دشمنان نظام را هيچگاه در كنار خود جاي نخواهند داد و نيازي به بازي كردن و صرف انرژي و هزينه كردن “ عقيده خود”  نيست!

و در آخر :

 شعار فتنه گردانان شكست خورده اين است :  انتخابات سال 92 نزديك است و براي حضور در آن نبايد بيكار بود،  بايد كاري كرد ، هر كاري!!!! "

 پي نوشت:

يك سخن كوتاه مردم با جناب خاتمي !

مگر نه اين است كه در انتخابات تقلب مي شود و اعتباري ندارد ، پس چگونه در اين انتخابات ناسالم شركت كرديد و آن را به رسميت شناختيد !!؟؟ حتما پاسخ بدهيد. منتظر هستيم!!!!!!!!

 

۱: سخنان خاتمي در جمع دانشجويان :http://ebratnews.com/?part=news&inc=news&id=41538

 


بازتاب :

رجانيوز ‏، جام نيوز ، نقد نيوز

 


نوشته شده در تاريخ توسط فائزه گیتی نما

انتخابات نهمين دوره مجلس با حضور مردم بسيار با شكوه برگزار شد و از همه مهمتر نتيجه آن بود كه كام مردم انقلابي را شيرين كرد.

در اين ميان نكات جالب و حائز اهميتي ديده شد- چه قبل از اعلام نتايج و چه بعد از آن - كه جا دارد بر آنها تاملي هر چند كوتاه داشته باشيم تا زوايايي - شايد پنهان – بر همگان قابل شهود باشد.

- حضور متفاوت و پر رنگ علي مطهري در ميان 30نفر اول.

علي مطهري در انتخابات گذشته در كنار چهره هاي اصولگرا قرار داشت و همين موضوع منجر به راي آوردن او در تهران شد . اما در اين انتخابات او در بين 2 ليست برتر اصولگرايي ( جبهه متحد و جبهه پايداري‌) جايگاهي نداشت و همين موضوع گمان مي برد كه او اين بار شرايطي ندارد كه بتواند آراي مردم را جذب خود كند . اما او بر خلاف اين انتظار در ميان ده نفر برتر جاي گرفت. او همواره با چهره منتقد دولت باقيماده راه  فتنه انگيزان را مي پيمود و بر خلاف ساكتين رنگ جبهه آنها را داشت و اخيرا با اظهاراتي در مورد ولايت فقيه مورد انتقاد شديد قرا گرفت . اما با اين وجود چگونه واجد اين آراي گشت !؟

شايد علت آن عدم شناخت يا كم شناختي برخي از مردم از واقعيت موجود برخي افراد است( به طور كل) به طوري كه از آراي به دست مي آيد برخي هنوز او را در چهره اصولگرايي مي بينند! علت آن نيز سهل انگاري يا تسامح برخي رسانه هاي مهم براي شفاف نشان دادن شخصيت ها و احزاب سياسي است. به نحوي كه برخي با چهره منتقد به طور كل هر انتقادي را از هر شخصي و لو اينكه در جايگاه مخالف او قرار داشته باشد را با سانسور دلخواه بيان مي كند كه اين باعث مي شود اصل موضوع مطرح شده خود را نشان ندهد و فرد در يك مصونيت خبري قرار گيرد.

- حضور سهيلا جلودار زاده در ليست مطهري.

او از چهره هاي شاخص در جريان اصلاحات است كه از نتايج فعاليت او در مسند مجلس ششم ، نوشتن نامه ننگين جام زهر  و پيشكش آن به امام خامنه اي مي باشد.آنها گمان مي برند كه گذر زمان حافظه تاريخي مردم را پاك مي كند و آنها مي توانند از آن براي سرپوش گذاشتن روي گذشته بهره بجويند كه البته مردم نشان دادند كه اين تصور هرگز صحيح نيست. البته با اين تفاسير حضور او در ليست علي مطهري جدا از انتظار نبود!

- عدم كسب آراء خباز ، كواكبيان و پروين احمدي نژاد .

 اصلاح طلبان مجلس در فتنه 88 با جانبداري محتاطانه از موسوي و كروبي روزنه هايي از فتنه را وارد مجلس نيز كردند و از تريبون مجلس براي بيان تتمه سخنان مجريان آن استفاده مي كردند . يك نمونه از آن سايت پارلمان نيوز بود كه به طور ملموس مواضع آنها را در جريان فتنه 88 بازتاب مي داد.

عدم كسب آراء آنها خصوصا خباز كه در طي دوره هاي متوالي به نمايندگي رسيد نشان مي دهد كه مردم ديگر براي اصلاح طلبي ارزشي قائل نيستند و آنها را از دايره حكومت خارج مي بينند.

مورد دوم پروين احمدي نژاد بود كه عدم كسب آراي او – حتي در خانه خود !!_ به دليل نسبت او به شخص احمدي نژاد بود! يعني اينكه مردم به شخص احمدي نژاد راي ندادند . احمدي نژادي كه در طي اين 2 سال با رفتارهاي خود مردم حزب الله را از خود رنجاند و مسببات دلگيري و حتي رويگرداني آنها را فراهم كرد، از جمله 11 روز خانه نشيني و ايجاد خط قرمزي به نام مشايي!! اين نكته گوشزد بزرگي است براي حاميان دولت كه آنها هم جايگاهي در ميان مردم ندارند.

- انتشار ليست جبهه توحيد و عدالت از سوي حاميان دولت و از طيف جريان انحرافي، يك روز قبل از پايان زمان تبليغات.

اين ليست سعي كرد با آميختن دورغين چهره هاي شاخص جبهه پايداري و بعضا جبهه متحد با خود ، در ميان مردم نمود پيدا كند و در كنار ليست هاي مهم قابليت رقابت پيدا كند! كه البته با تكذيب اين افراد از حضور خود در اين ليست روبرو شد و چيزي جز رسوايي به بار نياورد.جالب آنجاست كه جريان انحرافي اعلام كرده بود كه در انتخابات هيچ ليستي ارائه نخواهد كرد و قصد ندارد كه در اين انتخابات حضور داشته باشد.

اما با ورود پيدا كردن ضربتي و ساختگي خود سعي داشت تا از فرصت آميختگي انتخاب مردم استفاده كرده و به عنوان يك ليست آميخته ، نمونه باشد و مورد استفاده قرار گيرد . آنها بيشتر از اينكه مورد استقبال قرار بگيرند باعث تمسخر قرار گرفتند .

 اين عمل نشان مي دهد كه اين طيف – حتي با ادعاي عدم شركت- نه تنها در انتخابات هاي بعدي شركت مي كنند بلكه سعي دارند با توسل به دروغ گويي و پنهان كاري جايي براي خود پيدا كنند تا عدم محبوبيت خود را جبران كنند.

- از همه مهمتر حضور خاتمي بر سر صندوق راي .

شايد برخي رسانه ها از حضور او به عنوان يگ برگردان سياسي نام ببرند.اگر خاتمي براي دادن راي به فيروزكوه رفت تا از ديد جنبش سبز دور بماند چطور تا اين اندازه رسانه اي شد كه جز سر تيتر اپوزيسيون قرار گرفت؟! چرا او در اين مدت از مواضع خود عدول نكرده و تنها با يك راي دادن ساده سعي داشته خود را از تمام آنچه انجام داده مبرا كند؟

نكته آنجاست كه چهره هاي مطرود جنبش سبز با سناريوهاي ساختگي سعي در اعتمادسازي دارند.چرا كه آنها مي دانند اگر بر مواضع قبلي خود پايفشاري كنند و منطبق بر گذشته عمل كنند در حاكميت نظام هيچ جايگاهي نخواهند داشت و براي اينكه دوباره به آن عرصه بازگردند ناچارند كه خود را در جرياني كه مردم در آن حركت مي كنند قرار داده و به طور سوري در كنار مردم باشند. تحركاتي كه در ظاهر در قالب مردم سالاري ديني و داراي مشروعيت است اما در باطن خود راه طي نشده قبل چون بازگرداندن نظام مردم سالاري سكولار را طي مي كند. وظيفه ما كه تمام زواياي پنهان و آشكار فتنه 88  را ديده ايم و سر بلند بيرون آمديم اين است كه به راحتي در جريان ساختگي آنها قرار نگيريم و نسبت به رفتار هاي آنها حساسيت بيشتري داشته باشيم تا دوباره دچار فتنه اي ديگر از جانب آنها قرار نگيريم.

"به هر حال شعار فتنه گردانان شكست خورده اين است :  انتخابات سال 92 نزديك است و براي حضور در آن نبايد بيكار بود،  بايد كاري كرد ، هر كاري!!!! "

 


نوشته شده در تاريخ توسط فائزه گیتی نما

انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي ، اولين انتخاباتي است كه پس از فتنه 88 برگزار مي شود واز اينرو از اهميت فراواني برخوردار است . خصوصا كه نگاههاي اپوزيسيون داخلي و خارجي به اين اتنخابات خيره مانده است.1 دشمنان خارجي با شگردهاي مختلفي همچون تحريم ، تهديد به جنگ و ..... مي كوشد تا مردم را از پاي صندوق هاي راي بيرون بكشد و اپوزيسيون داخلي نيزهمگام با لندن نشينان سعي مي كند تا با تصاحب كرسي هاي مجلس نتيجه انتخابات 88 را جبران كند.

عاملان و مجريان فتنه 88 كه در طي اين 2 سال نه تنها از راه رفته خود عدول نكرده اند بلكه با پايفشاري به مواضع قبلي خود همچنان راه گذشته را مي پيمايند در صدد هستند تا پايگاههاي از دست داده  خود را در حكومت راني دوباره به دست آورند. بنابراين ، اين انتخابات براي آنها اهميت فوق العاده اي دارد تا با استعانت به نتيجه آن با يك برگردان زماني دوباره جايگاه اوليه خود – حتي در حد نام يك حزب – را زنده كنند و چهره مخدوش آن را ترميم كنند. آنها در اين انتخابات با تظاهر به سكوت ، نيروهاي پياده نظام خود را كه در انتهاي ارتش براندازي خود داشته اند راهي اين انتخابات كرده اند. اين نيروها بعضا با همان نام اصلاح طلبي – بخوانيد برانداز طلب- و البته با نام هاي گوناگون و تا اندازي در ظاهر فاصله گرفته از فتنه 88 وارد ميدان شده و چه بسا در پشت چهره هاي اصولگرا پنهان شده باشند.( مانند انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري كه آنها در پشت نام هاشمي پنهان شده بودند و معين تنها يك مهره تزييناتي بود !)

در اين ميان افراد وليستهايي خاكستري! نيز موجودند كه نام اصولگرايي – به دليل محبوبيت مردمي- دارند و دم از اصولگرايي مي زنند اما در فتنه 88 و حتي بعد از آن همصدا با فتنه انگيزان بوده اند .روش و مشي آنها دردرون اصلاح طلبانه است كه تنها روكش اصولگرايي در بر دارند. ورود اين گروه به مجلس هم مانند گروههاي بالا براي ايجاد مجلسي انقلابي تر از گذشته خطرساز است.  

پس از هر جنبه به اين انتخابات نگاه كنيم حساسيت آن را مي توانيم درك كنيم و بايستي با رفتارهاي دقيق و حساب شده راه مقاصدشان را بر آنها ببنديم.

اما از سويي دو ليست داريم كه هر دو شعار اصلي شان ولايتمداري و انقلابي بودن است .جبهه پايداري و جبهه متحد اصولگرا دو گروهي هستند كه در انخابات در اين راستا حركت مي كنند. جبهه پايداري داراي افراد شاخص و حاذقي است كه همواره در برابر كج روي هاي مجلس سكوت نكرده اند و در خط مقدم مبارزه با جريانات انحرافي چه حاميان دولت و چه طرفداران فتنه بوده اند و  همیشه در عرصه مقابله با بیدادگری ها بوده اند . در ليست اصولگرايان نيز افرادي به چشم مي خورند كه كارنامه خوبي نيز در اين راه از خود به جاي گذاشته اند.

اما سخن اصلي اينجاست كه با حساسيت هاي موجود كه ذكر شد آيا وجود دو ليست مجزا كه اشتراكاتي اندكي با هم دارند نمي تواند به شكسته شدن آراء خصوصا در تهران منجر شود و راه را براي حريفان هموار كند !؟

از سويي ديگر يك اشكال  مهم در هر دو ليست موجود است و آن دو قطبي بودن هر يك از آنهاست .

در جبهه پايداري يك قطب افرادي صاحب نام ، توانا وحاذق هستند اما يك قطب ديگر افرادي هستند كه چهره اي معلوم الحال – در اذهان مردم - ندارند و هيچ سابقه سياسي از آنها در اختيار مردم نيست و مردم آنها را نمي شناسند. تفاوت سابقه و شناخت مردمي - كه ملاك اصلي انتخاب است-  در جبهه پايداري نه يك درجه بلكه ناگهان چند درجه تنزل مي كند و مردم براي جبران اين خلا وتكميل ليست خود به سراغ جريانات سياسي ديگر خواهند رفت و اين يك نقطه ضعفي براي اين ليست است.

در جبهه متحد اصولگرا سليقه هايي متفاوت در كنار هم جمع شدند. يك قطب را افرادي تشكيل مي دهند كه همواره با جبهه پايداري همراستا بودند هر چند در اين ليست حضور ندارند ولي از نظر مردم تفاوت فاحشي بين آنها موجود نيست. و قطب  ديگر را افرادي تشكيل مي دهند كه دلخوري ها از آنها كم نيست و گاهي سخناني داشتند كه تا اندازه اي زاويه دار با آرمانهاي انقلاب بوده است .برخي ازآنها افرادي هستند كه نماينده برخي شخصيت هاي سياسي بوده كه همواره مواضعي دوپهلو داشته اند و در مقابل فتنه مماشات كرده اند ؟! براي مردم سوال است كه چگونه اين افراد در كنار هم جمع شده اند و اين دو قطب مجزا و متفاوت چگونه تجميع پيدا كردند و نقطه اشتراك آنها چيست؟! نقطه ضعف اين ليست هم همين مورد است.

به هر حال رقابت سياسي بين اين دو جريان موجب پيشرفت سياسي كشور نيست و در انظار مردم انقلابي  مذموم  و مايه سرخوردگي است .

اما يك سوال! نقطه جدايي كجاست؟ آيا بين اين دوليست تفاوت وجود دارد يا تضاد!! بين تفاوت وتضاد مرزي به نام تعارض وجود دارد. بي شك اين نقطه جدايي تفاوت است و خداي ناكرده تضاد نيست ! بنابراين تفاوتها را كنار گذاشته و در كنار يكديگر باشيم و تفاوت ها را تبديل به تضاد نكنيم  كه تضاد همان تقابل است و اين به هيچ وجه به مصلحت نظام نيست.

بي هيچ ترديد در مقابل هم صف آرايي كردن ، ‌ترفند دشمن است و ما اگر غافل باشيم تمام توان و انرژي خود را به جاي جبهه گيري در مقابل توطئه هاي او در رقابت با همديگر صرف خواهيم كرد.

نكته ديگر و حائز اهميت در انشقاق جريانات اصولگرا – از نوع واقعي نه در حد نام – متاثر كردن انتخابات سال 92 خواهد بود .چرا كه سرنوشت اين انتخابات مكمل نتيجه انتخابات 88 است و اگر سمت و سوي اين نتيجه تنها كمي متفاوت با قبل باشد بر انتخابات سال 92 هم تاثير گذارخواهد بود. يعني اينكه سرنوشت انتخابات سال 92 را مي توان امروز در انتخابات پيشرو رقم زد و اگر اصولگرايان هم مانند اين مرحله افراد متعدد را در مقابل همديگرمعرفي كنند ، بي شك نتيجه سال 92 مانند نتيجه 88 ثمر بخش نخواهد شد !!

اگردوستان انقلابي و متعهد ما در كنار هم نباشند در آينده دشمن گستاخانه فرصت رسوخ پيدا خواهد كرد. شايد بهترين شاخص هم همين است كه دشمن اصلي از اين كار ما خرسند است يا نه!؟ تاريخ نشان داده كه اگر ما در كنار همديگر نباشيم دشمن يك روز يكي از ما را جذب خواهد كرد . ( بخوانيد اسناد لانه جاسوسي را ) !

بنابراين دوستان ما به جاي اصرار بر زاويه گرفتن از همديگر ، اشتباهاتي كه قابل اغماض هستند را كنار گذاشته و با اتحاد و حذف نقطه ضعف ذكر شده در ليست ها ، يك ليست واحد ارائه دهند و با اتحاد نتيجه دشمن شاد نكن را به ثمر برسانند .

هنوز چند روز ديگر فرصت باقي است ، اين فرصت طلايي را دوستان عزيز از دست ندهيد و از آن گذر نكنيد .

 

پي نوشت :

1- دانشنامه آزاد ويكي پديا كه سردمداران آن صهيونيستي هستند به تعريفي از دو ليست جبهه متحد اصولگرا  و جبهه پايداري در انتخابات پرداخته اند . يعني اينكه اين انتخابات تا چه ميزان براي آنها اهميت دارد .


.: Weblog Themes By Pichak :.



تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک